|
سکونش بـِنفش
|
||
|
طنز نامه ی مجازی سکونش چهار شنبه ها به روز میشود. لطفن ما را با بردباری بیشتر بخوانید |
بعد از دو سال به روز رسانی منظم سکونش و البته غریب به دو ماه سکوت از اکنون آماده ی کوچ به وبسایت سکونش بنفش با آدرس www.sokoonesh.com هستیم
کلیه ی دوستانی که تمایل به طنز نویسی در فضای این وبسایت و البته با قوانین و سیستم جدید دارند می تونند به اینجا سر بزنن تا در تارنمای تازه ی سکونش عضو بشن
منتظر همه ی شما سروران خواهیم بود
- اسكار تلخ و شيرين (علي)
- اسکار ( یکتا )
بقيه ي اعضاي گروه هم هركس ديد بهشون خبر بده ... !
اسكار تلخ و شيرين
- بعد از گرفتن جايزه "اسكار" توسط اصغر فرهادي ، از اين پس اين
اصطلاح خارجكي طي اقدامي به واژه ي
فارسي "اُصغار" تغيير نام داد .
- سايت خبرگزاري فارس اعلام كرد : اصغرفرهادي پس از گرفتن اسكار اين دست آورد رو پيروزيي براي ملت
ايران در برابر استكبار غرب دانست . (به جان خودم راس ميگما .
آرشيوشم هس ؛ برين ببينين)
- از اونجايي كه يه مقدار از داغي خبر اسكار فيلم "Separation" اصغرفرهادي افتاده ، از امشب به خبر دريافت
جايزه ي ويژه ي فيلم "a depression" سلحشور مي پردازيم *
*سلحشور با فیلم جدیدش به نام " a depression" کاندیدای اسکار شد! (همايون حسيسنيان)
(علي)
اسکار
همینک فارس نیوز نوشت : " آمار جدایی در ایران که پیش از اسکار گرفتن اصغر فرهادی 70 % کاهش یافته بود ، 80% افزایش یافته ست." فارس نیوز طی بیانیه ای ، اسکار گرفتن فرهادی برای جدایی نادر از سیمین را عملی نا خدا پسندانه دانست و فرهادی را اینگونه امر به معروف و نهی از منکر کرد : " بر ماست که شما را به خاطر این عمل نا جوانمردانه نهی کرده و به پس دادن اسکار امر کنیم. در صورت آشتی نکردن دوباره نادر و سیمین ، از قوه ی قضائیه ی خواستاریم که علاوه بر پس گرفتن اسکار، شما را به جرم ترغیب ملتی خوشبخت و بی مشکل به جدایی ، به جدایی از همسر تان محکوم کند ."
فارس نیوز این خواسته را عادلانه دانست و هر گونه مخالفتی را ، نقض حقوق ملت خوشبخت ایران اعلام کرد .
و این هم آقای فرهادی که برای آشتی نادر و سیمین تلاش میکند !

( یکتا )
مطلب مهسا رودکی به علت تاخیر در ثبت در ادامه ی مطلب
اهمد هم که غیبت غیر موجه
چقدر انتخابات خوب است.
من خیلی انتخابات را دوست دارم.
امروز صبح برای یک کار اداری از منزل خارج شدم.
چقدر روز خوبی بود. شهر لبریز از شور و شعور بود.
سراسر شهر پر از پوستر ها و بنر ها و پلاکاردهای تبلیغاتی بود.خیلی زیبا بود.
همه جا صدای آهنگ و سخنرانی و ... پخش می شد.
انقدر مردم با شور و شعور بودند که گویی جمعیت شهر ده ها برابر شده بود.
خیابان ها،تاکسی ها،اتوبوس ها، همه و همه پر از جمعیت بود.
خیابان ها پر بود از ستادهای مردمی.در ستاد ها چیز های زیادی خیرات می کردند،مثل : تقویم،سر رسید،خودکار،سیم کارت بیــــــــب،گونی سیب زمینی،و ...!
همه ی اینها از برکات این انتخابات است.
من حتی به کار اداری ام نرسیدم،ولی به جایش پر از شور و شعور شدم.
همگی در انتخابات شرکت کنید.
انتخابات خیلی خوب است.اصلن هم فکر نکنید کار سخت و دشواری است.
شما تنها با در دست داشتن کارت ملی+شناسنامه به صندق های رای مراجعه می کنید و رای می دهید و قسمت سخت داستان که انتخاب است به عهده ی شما نیست و این مسولیت بسیار دشوار بر دوش بزرگان است.
ما نیز در انتخابات شرکت می کنیم.
وعده ی ما:
دوازدهم اسفندماه پای صندق های رای
سارا
۱-تنها گوشه ای از شعار تبلیغاتی آقای (x) کاندیدای محترم شیراز
حل مشکل بیکاری جوانان با ایجاد بیش از ۳۰۰۰۰ شغل
حمایت از تیم های ورزشی استان و ترویج ورزش همگانی
نظارت دقیق بر عملکرد صدا و سیما
احداث اتوبان شیراز اصفهان که مسیر این دو شهر را ۱۲۰ کیلومتر کاهش می دهد
ایجاد مسیر ریلی شیراز بوشهر و گسترش مسیر شیراز اصفهان
راه اندازی شبکه ی مترویی شهر در سال ۹۱
تسریع در پروژه های عمرانی شهر در جهت کاهش ترافیک
ارتقا سطح فرهنگی با برگزاری برنامه های مختلف
حمایت از کارمندان و معلمان شهر
حمایت از میراث فرهنگی شهر و بهبود صنعت توریسم
حمایت ویژه از دانشگاه ها و ایجاد فضایی باز و آزاد در دانشگاه های استان
۲- پسر دکتر حسابی تعریف می کردن که پدرمن هر سال سر سفره ی نوروز به همه می گفت به سکه ای که توی آب انداخته بود خیره بشید
بعد از این که سال تحویل می شد می گفت دیدید اون سکه تکون خورد؟
و ما همه باور می کردیم که اون سکه تکون خورده
بعد که بزرگ تر شدیم از پدر پرسیدیم فلسفه ی اون حرف چی بود؟
گفت که من هیچ وقت به شما دروغ نمی گفتم و همیشه باتون صادق بودم فقط سالی یک بار به شما دروغ می گفتم که شما بخاطر اینکه همیشه از من سخن راست می شنیدید این دروغ رو باور می کردید
۳- منجّمي به خانه درآمد. مردي بيگانه ديد با زن او بههمنشسته. دشنام داد و سقط گفت و درهمافتادند و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلي بر آن واقف شد، گفت:
تو بر اوج فلک چه داني چيست که نداني که در سراي تو کيست!
۴ وعده ی ما پس فردا پای صندوق های رای
امین شفیعی
۴- محمد باباصفری در ادامه ی مطلب
گفت ای مردم اگر من را نمایید انتخاب
هر کجا درد است در این شهر درمان می کنم
نرخ را پایین کشم تولید را بالا برم
با تقاضا عرضه را یک روزه میزان می کنم
هر کسی را یک عمارت یک سواری می دهم
گر نشد این دوره دور بعد جبران می کنم
مترو می سازم هزاران مترو صد سد بزرگ
با پلی یاسوج را مرز خراسان می کنم
با تبحر در کویر لوت رویانم بلوط
با تخصص روی دریا کشت ریحان می کنم
اقتصاد و اشتغال و انضباط و نظم را
با دو فوریت به مجلس برده آسان می کنم
از کتسفس تا به مجلس راه آهن می کشم
طول ها را جملگی به عرض یکسان می کنم
روی خط زیر فقر مملکت خط می کشم
سفره هاتان را پر از مرغ و فسنجان می یکنم
راه دانشگاه و زایشگاه را پل می زنم
وقت خود را وقف تزویج جوانان می کنم
تا نماند هیچ دختر بیخ ریش خاندان
شغل را افزون و مسکن را فراوان می کنم
تا که هر مرغی نهد شش بیضه در هر ساعتی
هر چه در بازار ارزن هست ارزان می کنم
بر خلاف آنکه این ضرب المثل را گفته است
من به پای فاطی بیچاره تنبان می کنم
کهنه رندی از میان برجست و با لبخند گفت
ای که با این حرف ها ما را پریشان می کنی
چند گویی می کنم از دادنی هایت بگو
با کدامین مردیت این می کنی آن می کنی!
چون خرت از پل گذشت و بیلکت در گل نشست
پشت کرسی خویش را از خلق پنهان می کنی
درد می دانی چه باشد؟ این که بیخ درد را
یا نمی دانی و یا از بیخ کتمان می کنی
آنچه خود را ناتوانی پای دشمن می نهی
اشتباه خویش را لعنت به شیطان می کنی
شهر را گر پاک بنمایی ز پوستر های خویش
بهترین لطفی به حق شهروندان می کنی
مهدی مباشر
نمی دونم آتیش این موضوع بی ملاحت از گور کی بلند شده، راست و دروغ هم شد موضوع ؟!!راستش هرچی به ذهنم فشار آوردم مطلبی به ذهنم نرسید به جز اینکه یه ناخنک به نت بزنم ..توی قسمت جست وجو نوشتم " راست و دروغ!!! صفحه ی جست وجو(مثلن گوگل) چند تا لینک معرفی می کنه؟10تا ..چند صفحه ست؟ 10 صفحه ،میشه چند تا لینک؟ 100تا ..اگه این صدتا لینک خودشون دست کم به 800 تا منبع لینک باشند! میشه چندتا؟ خودتون حساب کنید،تمام این منابع به شما یاد میدن! اگه دروغ بگید میندازنتون جهنم واگه راست بگید جاتون توی بهشته!!احتمالن!..برید بخونید دیگه حتمن من باید بگم؟
پس گفتار!!
یادم به گفتن های موثر مادر جونم افتاد! چنان جهنم و زبونه های آتیش و درخت زقوم و نگهبانای جهنم رو باجزئیاتش توصیف می کرد که اگه لئوناردو داوینچی رو میبردی و جهنم رو از نزدیک نشونش میدادی نمی تونست انقدر دقیق ترسیمش کنه!ومن در حالی که اشک تو چشمام حلقه زده بود با گریه می پرسیدم
من : مادرجون پس من میرم جهنم؟
مادرجون:اگه زود توبه کنی میری بهشت مادر!
اما دیگه یادم نمیاد چندبار دروغ گفتم و چند بار توبه کردم تا اینکه سحر دختر همسایه مون مژده داد عمه جانش گفته اگه کسی توی بچه گی بمیره مستقیم میره بهشت!
خدا میدونه چندبار سرمو کردم رو به آسمون و آرزوی مرگ کردم تا شاید از شر جهنم خلاص شم!!!
محبوبه افشاری
خواستگاري كرد از يك دختري
نوجواني مرد رند و خيره سر
چون براي ثروت و ميراث بود
گفت باب دخترك با آن پسر
كي جوان چشم طمع داري به مال؟؟
فكر ثروت را تو بيرون كن ز سر
تو اگر با دخترم وصلت كني
بهر پول من نبيني جز ضرر
تا زماني را كه حي و زنده ام
ثروتم و هست و نمي گردد هدر
بعد مرگم هرچه باشد مال اوست
دختر است و ثروت بي حد و مر
آن جوان گفتا به آن مرد خسيس
بسته ام من دامن همت كمر
بعد اين وصلت ندارم چاره اي
چند سالي مي كنم صبر اي پدر
ايمان افتخاري..::ابن الوقت::..
به نام خدا
معذرت نامه => علی شوش
لغت نامه => فاطمه شاهمرادی
احمدرضا کاظمی غیبت داره
معذرت نامه
با عرض معذرت از تمامی سکونشیان و سکونش دوستان،
به علت سقوط ناگهانی کنکور ارشد من در هفته ی آخر این ماه (اونم درست چهارشنبه) فقط یک رباعی معذرت خواهی پست می کنم.
خواب من و بالش منو دزدیده
مغز و دست و چش منو دزدیده
لطفن بپذیر معذرت خواهیم و
کنکور سکونش منو دزدیده!
پ.ن: نمیگم برام دعا کنین، چون می دونم این مطلب رو بعد از کنکورم میخونین!!!
"علی شوش"
لغت نامه
آخوندک : آخوند کوچک
انبار : بار ِ ... !!
بوستان : محل بو
سرباز : بی حجاب
سر هنگ : خُل و چِل
سکسکه : س ک س ه که !!
سماور : سم آور
سمبوسه : بوسه ی سمّی
"فاطمه شاهمرادی"
|
|